گیسو پریشان
طاها داشت با گوشیش توی صفحه های مجازی میگشت... یهو یه نفر با یک صدای غریب که نمیدونم من رو پرت میکرد به کدوم صفحه ی زندگیم تموم وجودم رو غرق یه حس عجیب و انگار خیلی قدیمی کرد... یکهو توی تاریکیهای یه گذشته ی مبهم چنگ انداختم ولی حقیقتا دستم به جایی نرسید...
گو چرا چون میکنی... قصد جانم میکنی...
گیسو پریشان...
البته تموم این احساساتم فقط برای همون اول آهنگ بود... کاش همه ش با همون ریتم و همون کس خونده شده بود..
اقلیما
یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵
18:39
درحال بارگذاری..