زندگی،روی دور تُند
یک جور عجیبی دنیا روی دور تند رفته ...
باورم نمیشود یک هفته از بازگشتمان از مشهد میگذرد....
یکجوری زمان بی برکت شده که آدم احساس میکند توی خلاصه ای از خبرها زندگی میکند تا متن اصلی زندگی :))
انگار هر روز جمعه است،هر روز شنبه است ،هر روز یکشنبه است...
گویی فاصله ها محو شده و روزها به هم وصل شده و هیچ حد فاصلی بین روزها نیست...
انگار واقعا دنیا دارد در تباه ترین حالت ممکن طی میشود...
روزها میگذرد و انگار هیچ اتفاق عمیق و به درد بخوری نمیافتد..
و من از این روزهای به هم چسبیده ی بی برکتِ بی ثمر میترسم...
این روزهای به هم چسبیده ی،بی برکتِ بی ثمر که با سرعتی عجیب من را به مرگ نزدیک میکند ،بی آن که زندگی کرده باشم...
اقلیما
جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵
20:48
درحال بارگذاری..