خلوت یک گوینــده

یک گوینده که دوست داره اینجا بجای حرف زدن، بنويسه

خلوت یک گوینــده

عجله واسه چیته؟

برای کمتر خوردن گفت باید لقمه ها رو تا میشه ریز کنی
مثلا نون ها رو اندازه بند انگشت کنی و بعد بخوری ...آهسته بخوری و اونقدر بجوی که پوره بشه...
حتما نشسته باشی
تلویزیون و گوشی دم دستت نباشه
لقمه رو گذاشتی دهنت باید دستهات رو جمع کنی و مشغول لقمه بعدی نشی و...
توی این مرحله ملاک فقط درست خوردنه...حجم غذا مهم نیست...یعنی یه دیس هم بخوری لامشکل...
فقط باید این قوانین رو رعایت کنی...

امروز روز چهارمه...
سخت گذشت؟
نمی‌دونم
فقط می‌دونم باعث شده موقع غذا خوردن احساس مبارزه با نفس داشته باشم و غذا خوردن برام فقط غذا خوردن نباشه...
امروز که یه گلابی ساده رو بیست تکه کردم و با چنگال کوچیک و با طمانینه می‌خوردم...احساس کردم زمان متوقف شده و من با تمام وجود غرق خوردن و غرق طعم و مزه ی گلابی شدم...
شاید اگه قبل بود خوردن گلابی به یک دقیقه هم نمی‌کشید ولی الان من چندین دقیقه صرف خوردن یه گلابی کردم و چقدر حس رضایت داشتم از خودم...
و به این فکر کردم که چقدر با عجله داریم از لحظه های زندگی گذر می کنیم بدون این که یک لحظه از خودمون بپرسیم،هِی!!! این همه عجله برای چیه؟

یاد این متنی که مدتها پیش از سروش صحت خوندم و گذاشتم کانال افتادم :)

🔴لینک دانلود عجله نکن

اقلیما
یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵
11:51
درحال بارگذاری..