خلوت یک گوینــده

یک گوینده که دوست داره اینجا بجای حرف زدن، بنويسه

خلوت یک گوینــده

هی دختر، فرصت زندگیت همین یکباره

سرم درد میکنه... آره از علائمه... هشت سال و نیمه برنامه همینه... انتظارش رو ندارم ولی باز میاد... لامشکل... در دایره ی قسمت ما نقطه تسلیمیم...
بگذریم...
دلم عجیب تغییرات اساسی میخواد...
یاد دوره ی تغییر عادت بخیر...
با لقمه های کوچیک اونقدر تغییر کرده بودم که فکر میکردم دیگه با این لقمه های کوچیک میتونم کوه رو جابجا کنم...
قرآن روزانه، نماز شب :(
ورزش روزانه، صدتا توحیدی که هرررروز میخوندم،... کتابخوانی روزانه، کنترل استفاده از گوشی و....وای الان یادم اومد هر روز برای عاقبت بخیری طاها روزی 10 تااا سوره ی انسان میخوندم... معنی قرآن هم روزانه یک صفحه میخوندم و....
خیلی خوب بود... یکسال هر روز سرساعت ده صبح، یک ربع کلاس بود و این استمرار، عجیب اراده رو قوی میکرد...
ولی کانال زدن همانا و شت وپت شدن برنامه ها همانا :)))
الان از اون همه فقط قرآن روزانه برام مونده... بازم شکر که این یکی مونده....

گاهی دلم میخواد از اول اون دوره رو شروع کنم ولی اوایل دوره خیلی دیگه برام مبتدیه... و روزانه هم فقط باید یک قسمت گوش کنیم و بقیه ی قسمتها روزانه باز میشه...میترسم حوصله م نکشه...
برگه های لقمه ی کوچیک رو هنوز دارم... شاید خودم شروع کنم...
مثلا با سکوت... با کم خوردن و خوب جویدن غذا...با محدود کردن استفاده از گوشی و...
من واقعا نیاز دارم به سبک کردن روحم...
نیاز دارم به استغفارهای طولانی و زیااااد...
توی برهه ای از تاریخ هستیم که من به وسعت روحم احتیااج دارم خیلی زیااد...
البته نه این که جسمم رو نادیده بگیرم..
اتفاقا خیلی دوست دارم به پوست و موهام رسیدگی کنم...
از یک کانال چندتا محصول دوست داشتنی برای لب و پوست و ابروم گرفتم... از اینکه به خودم برسم لذت میبرم... تازگیها موهام رو با برس حرارتی هم صاف میکنم و از این که موهام بلندتر به نظر میرسه لذت میبرم... سعی میکنم حتی لباسهای خونه هم اتوکشیده باشه و...چندتا روسری با طرح های جدید سفارش دادم... بعد از مدتها که دلم میخواست بجای چادر ساده و دانشجویی، چادر عبایی داشته باشم، بالاخره خریدمش...
دمنوش هم میخورم، یه مدتی هست از دمنوش های رازیانه و سبوس چند غله که از دکتر بیز سفارش دادم استفاده میکنم...یه کپسول زیبایی دیدم که پر از ویتامین و کلسیم و منیزیم و اینجور چیزهاست، اون رو هم باید سفارش بدم...

خلاصه که باید حسابی روح و جسمم رو به موازات هم بکشم بالا...
هی دختر تو فقط یکبااار فرصت زندگی داری، از دستش نده لطفا....

اقلیما
دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۵
16:32
درحال بارگذاری..